ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

4

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اهالى قرطبه از اعمال او متنفر شدند . كسى را گماشتند كه وى را كشت . همين كه او را كشتند از هشام وحشت پيدا كردند . پس بدين سبب او را خلع نمودند . چون هشام خلع شد امية بن عبد الرحمن بن هشام بن عبد الجبار بن الناصر بپاخاست و با گروهى از نو پايان كاخ امارت را در برگرفتند ، و مردم را دعوت ( بخلافت ) خويشتن كرد . بسيارى از عامه مردم با اميه بيعت كردند . برخى از مردم قرطبه بوى گفتند : بر تو مىترسيم كه در اين فتنه كشته . بشوى ، زيرا كه بخت نيك از ( خاندان ) شما روى بگردانده است . وى در پاسخ گفت : امروز با من بيعت كنيد و فردا مرا بكشيد . اهالى قرطبه و اعيان شهر كس نزد او و المعتز باللّه فرستادند و امر به خروج آنها از شهر كردند . المعتز با خانوادهء خويش وداع كرده از شهر بيرون شد و به كوهستان قرطبه به دژ محمد بن الشور رفت و با محمد در آنجا به زيست تا اينكه ساكنان آن دژ بر محمد بن الشور غدر كرده او را كشتند و المعتز را بيرون آورده به دژ ديگر برده زندانيش كردند . وى شبانه و به حيله از آنجا بيرون آمد و نزد سليمان بن عهود جذامى رفت . سليمان وى را گرامى داشت و نزد او به زيست تا اينكه بسال چهار صد و هيجده درگذشت ، و در ناحيت « لارده » به خاك سپرده شد . وى آخرين ملوك بنى اميه در اندلس بود . و اما اميه ، در قرطبه مخفى گرديد : اهالى قرطبه در بازارها و كوى و برزن شهر اعلام نمودند كه كسى از بنى اميه نبايد باقى بماند و هيچكس نبايد از آنها كسى را به خود راه دهد ، اميه و كسانى كه همراه او بودند از قرطبه بيرون رفتند و مدتى از او خبرى نبود ، پس از آن خواست دوباره به قرطبه برگردد . و طمعش در سكونت در آنجا عود كرد . شيوخ قرطبه كس فرستادند كه وى را منع از بازگشت بدان شهر كرد . و گفته شده كه كشته و غيب شد . و اين واقعه در جمادى الاخره بسال چهار صد و - بيست و چهار رويداد ، پس از آن ، چنان كه ذكر خواهيم كرد . شيرازهء امور مجتمع گسيخته و مردم پاشيده و بلاد پراكنده گرديد .